روایت بالگردهای نجات پروازهای میلیاردی برای نجات جان مردم

روایت بالگردهای نجات پروازهای میلیاردی برای نجات جان مردم

آزمایشگاه رادین: رییس اورژانس هوایی استان تهران با تشریح دشواری ها و هزینه های میلیاردی این ماموریت ها، از محدودیت های اعزام بالگرد و سعی برای نجات جان بیمارانی می گوید که زمان برایشان حیاتیست.



گروه جامعه:

انتقال بیمار در وضعیت بحرانی، خصوصاً زمانی که پای نجات جان انسان یا جابه جایی عضو اهدایی برای پیوند در بین است، گاهی به دقایق و حتی ثانیه ها وابسته می شود؛ شرایطی که در آن ترافیک، فاصله جغرافیایی و محدودیت دسترسی به مراکز درمانی می تواند روند امدادرسانی را دشوار کند. در چنین موقعیت هایی، اورژانس هوایی بعنوان یکی از ظرفیتهای امدادی، نقش برجسته ی در کوتاه کردن زمان انتقال و رساندن بیماران و اعضاء اهدایی به مقصد دارد.
محمد قادری، رییس اورژانس هوایی استان تهران، در گفتگو با ما از جزئیات انتقال قلب های اهدایی، هماهنگی میان تیم های درمانی و عوامل پروازی، دشواری ها و هزینه های عملیات هوایی و محدودیت هایی می گوید که گاهی امکان اعزام بالگرد را تحت تاثیر قرار می دهد.

انتقال قلب اهدایی به بیمارستان مقصد چطور صورت می گیرد و چرا در این مأموریت ها زمان تا این اندازه اهمیت دارد؟

وقتی مقرر است قلبی از یک فرد اهداکننده برداشته و به بیمار دیگری پیوند زده شود، با یک مأموریت بسیار حساس مواجه هستیم. قلب بعد از برداشت باید در وضعیت مشخص و با رعایت الزامات پزشکی نگهداری شود. آنرا در محفظه مخصوص قرار می دهند و با استفاده از شرایط سرمایی مناسب، برای انتقال آماده می کنند. نمی توان این عضو را برای مدت نامحدود نگه داشت و اگر زمان بالاتر از حد طولانی شود، ممکنست امکان استفاده از آن از بین برود. به همین دلیل، از همان شروع تاکید می نماییم که زمان در این مأموریت ها اهمیت زیادی دارد.
وقتی قلب آماده انتقال می شود، دیگر فرصت زیادی برای معطلی وجود ندارد. جراح و تیم درمانی باید از قبل برای مراحل بعدی آماده باشند و ما هم باید بتوانیم قلب را در سریع ترین زمان ممکن به مقصد برسانیم. اگر زمان طولانی شود، ممکنست جراح اعلام نماید که دیگر امکان انجام پیوند وجود ندارد. بنابراین، همه تلاش ما اینست که هر مرحله را تا حد ممکن سریع تر انجام دهیم.
این فقط یک انتقال ساده نیست. تیم برداشت عضو، تیم انتقال، خلبان، عوامل فرودگاه، بیمارستان مبدأ و بیمارستان مقصد باید با یکدیگر هماهنگ باشند. اگر یکی از این بخش ها معطل شود، ممکنست زمان ارزشمندی از دست برود.

هماهنگی های مربوط به انتقال قلب در عمل چطور انجام می شود؟

گاهی ضروری است از بیمارستان تا فرودگاه را با خودرو طی نماییم و در مسیر، پلیس به ما کمک می نماید. بعنوان مثال، در شهرهایی که ترافیک سنگین دارند، پلیس مسیر را باز نگه می دارد و در صورت نیاز، چراغ ها را هماهنگ می کند تا ما سریع تر به فرودگاه برسیم. در شهری مثل مشهد که ممکنست ترافیک زیادی وجود داشته باشد، این هماهنگی ها اهمیت ویژه ای پیدا می کند.
در برخی مناطق هم از بالگرد استفاده می نماییم. بطور مثال، در اهواز ممکنست از ظرفیت بالگرد برای انتقال سریع از محل بیمارستان به فرودگاه استفاده گردد. هدف اینست که تا جایی که امکان دارد، زمان جابه جایی زمینی کاهش پیدا کند.
در فرودگاه نیز باید همه چیز از قبل آماده باشد. ما با خلبان و عوامل پرواز هماهنگ می نماییم که وسیله در ساعت مشخص آماده حرکت باشد. گاهی تماس می گیریم و می گوییم موتور را روشن نگه دارند، چون بمحض رسیدن ما باید سوار شویم و حرکت نماییم.
در این مأموریت ها مانند یک پرواز معمولی نیست که مسافران یکی یکی سوار شوند و مراحل عادی طی شود. زمان محدود است و همه باید از قبل بدانند چه کاری بر عهده دارند. هرچه هماهنگی دقیق تر باشد، زمان کمتری از دست می رود.
گاهی ضروری است درباره ی عبور محفظه حامل عضو از گیت های فرودگاه و نحوه انجام بازرسی ها نیز هماهنگی صورت بگیرد. در بعضی مأموریت ها، به جهت اینکه محفظه حامل قلب از فرایندهای غیرضروری عبور نکند و انتقال با رعایت ملاحظات مربوط صورت گیرد، از قبل با مجموعه های مسئول هماهنگ می نماییم.
ما بتدریج تجربه بیشتری به دست آورده ایم و تلاش نموده ایم زمان انتقال را دقیقه به دقیقه کاهش دهیم. در ابتدا ممکن بود هماهنگی ها زمان زیادی بگیرد، اما با تکرار مأموریت ها، شناخت بهتر مسیرها و ارتباط نزدیک تر میان گروه ها، توانسته ایم فرایندها را سریع تر نماییم.

آیا جراح هم زمان با انتقال قلب، مراحل آماده سازی بیمار را انجام می دهد؟

بله، هماهنگی با تیم جراحی یکی از مهم ترین بخش های این عملیات است. جراح باید بداند قلب چه زمانی به بیمارستان می رسد تا مراحل جراحی را برمبنای زمان بندی تنظیم کند. گاهی وقتی ما هنوز در فرودگاه هستیم، جراح با تیم اتاق عمل تماس می گیرد و درباره ی زمان آغاز مراحل بعدی هماهنگ می کند.
البته زمان بندی دقیق به وضعیت بیمار و تصمیم تیم درمانی بستگی دارد. هدف اینست که وقتی قلب به بیمارستان رسید، مقدمات لازم فراهم شده باشد و زمان بیشتری از دست نرود. به همین دلیل، گاهی تیم جراحی تا لحظه رسیدن قلب درحال هماهنگی با ماست.
ما هم پیش از حرکت، درباره ی زمان آماده بودن بالگرد یا هواپیما هماهنگ می نماییم. یکی از مهم ترین دغدغه های من هنگام نزدیک شدن به فرودگاه اینست که ببینم بالگرد آماده است یا نه. وقتی از پنجره هواپیما یا وسیله پروازی نگاه می کنم، منتظرم ببینم بالگرد در محل حضور دارد؛ چون اگر حتی کمی عقب بیفتیم، برنامه زمانی مأموریت به هم می ریزد.
پس از فرود نیز کار تمام نشده است. باید سریع پیاده شویم، به بیمارستان برویم و قلب را به تیم جراحی تحویل دهیم. در بیمارستان هایی مانند شهید رجایی، امام خمینی(ره) و مسیح دانشوری، بسته به نوع مأموریت و نیاز درمانی، انتقال بیماران و اعضاء اهدایی صورت می گیرد.

از میان مراحل مختلف انتقال قلب، کدام لحظه برای شما تأثیرگذارتر است؟

لحظه ای که قلب در بدن گیرنده قرار می گیرد و تیم جراحی برای آغاز باردیگر فعالیت آن اقدام می کند، یکی از حساس ترین لحظه هاست. قلب در شرایطی که تیم پزشکی تعیین می کند، در بدن بیمار قرار می گیرد و بعد از انجام مراحل لازم، همچون اقداماتی که برای آغاز فعالیت آن صورت می گیرد، انتظار می رود ضربان برقرار شود.
من چندین بار این صحنه را دیده ام. فکر می کنم اگر کسی برای اولین بار آنرا ببیند، ممکنست از شدت تأثر گریه اش بگیرد. خود من هم هر بار که این اتفاق را می بینم، به مسیری فکر می کنم که طی شده تا آن قلب به اتاق عمل برسد و به بیماری که در انتظار پیوند بوده، فرصت زندگی بدهد.
اما ما فقط با یک بیمار و یک اتاق عمل مواجه نیستیم. در یک طرف، خانواده فردی قرار دارد که قلبش مقرر است به بیمار دیگری پیوند زده شود و در طرف دیگر، خانواده بیماری است که منتظر رسیدن قلب است. این دو خانواده شرایط بطورکامل متفاوتی را تجربه می کنند.
خانواده گیرنده، در انتظار است و دعا می کند که قلب زودتر برسد و عمل صورت گیرد. در سوی دیگر، خانواده اهداکننده در سوگ عزیز خود است. من بارها خانواده هایی را دیده ام که در محوطه بیمارستان نشسته اند، گریه می کنند و بشدت ناراحت اند. طبیعی است؛ هیچ کس دوست ندارد عزیزش را از دست بدهد. پذیرفتن چنین اتفاقی خیلی مشکل است.
بااین حال، این خانواده ها در شرایطی قرار می گیرند که تصمیم می گیرند اعضاء بدن عزیزشان به بیماران دیگر کمک نماید. به عقیده من، این کار ایثار بزرگی است. من بارها به این فکر کرده ام که فردی در اوج اندوه چطور می تواند به این مورد فکر کند که اهدای عضو عزیزش ممکنست زندگی انسان دیگری را نجات دهد. این تصمیم واقعا آسان نیست.
از طرف دیگر، خانواده گیرنده هم در وضعیت دشواری قرار دارد. آنها ساعت ها منتظر می مانند و نگرانی زیادی را تحمل می کنند. وقتی خبر امیدوارکننده ای درباره ی پیوند می شنوند، حال وهوایشان تغییر می کند. من بارها دیده ام خانواده ای که در شروع به شدت نگران و غمگین بوده، پس از شنیدن خبر موفقیت آمیز بودن مراحل درمان، ناگهان امیدوار و خوشحال شده است.
گاهی خانواده گیرنده از ما تشکر می کند و می گوید چرا زودتر نرسیدید یا از این که قلب بموقع رسیده، قدردانی می کند. این تغییر احساسات، از اندوه و نگرانی تا امید و خوشحالی، تضادی است که شاید فقط کسانیکه در این مأموریت ها حضور دارند، از نزدیک درک کنند.
در یک طرف، خانواده ای عزیزش را از دست داده و در طرف دیگر، خانواده ای امیدوار است که عزیزش فرصت زندگی باردیگر پیدا کند. ما در میانه این دو موقعیت قرار داریم و تلاش می نماییم انتقال بموقع صورت گیرد تا امکان پیوند فراهم گردد. این تجربه برای من همیشه خاص و تاثیر گذار بوده است.

آیا امکان ثبت تصویری این مأموریت ها و مستندسازی آنها وجود داشته است؟

در مقاطعی، گروه هایی از رسانه های مختلف در این زمینه حضور داشتند و برخی مأموریت ها ثبت می شد. پیشتر شرایط برای حضور و تصویربرداری در بعضی زمینه ها راحتتر بود، اما به مرور، به علت حساسیت های امنیتی و محدودیت های مربوط به پرواز بالگردها و هواپیماها، کار دشوارتر شد.
حوزه هوایی، خصوصاً زمانی که از بالگردهای نظامی استفاده می شود، ملاحظات خاص خودش را دارد. به همین دلیل، گرفتن مجوز برای تصویربرداری و ثبت مراحل مأموریت ها به آسانی گذشته نیست.
من هم قبلاً تجربه هایی دراین خصوص داشتم، اما متاسفانه در قسمتی از مأموریت هایی که می خواستم ثبت کنم، شرایط فراهم نشد. علی ای حال، مستندسازی این عملیات ها می تواند نشان دهد که پشت انتقال یک بیمار یا عضو اهدایی، چه میزان تلاش، هماهنگی و مسئولیت وجود دارد.

چه مشکلاتی موجب شد استفاده از بالگرد برای امدادرسانی در کشور جدی تر دنبال شود؟

یکی از مشکلات مهمی که در گذشته با آن مواجه بودیم، این بود که در خیلی از نقاط کشور وسیله ای برای دسترسی سریع هوایی به مصدومان و بیماران وجود نداشت. تصادف های جاده ای اتفاق می افتاد و به علت ترافیک، آمبولانس نمی توانست بموقع به محل حادثه برسد. در مناطق کوهستانی و ارتفاعات نیز افراد گم می شدند، سقوط می کردند یا مصدوم می شدند و امدادگران برای رسیدن به آنها باید مسیرهای طولانی را پیاده طی می کردند.
آمبولانس زمینی وسیله ضروری امدادرسانی است، اما نمی تواند از هر مسیری عبور کند. فرض کنید فردی در منطقه ای کوهستانی یا در روستایی پشت یک کوه زندگی می کند. آمبولانس تا نقطه ای می تواند برود و پس از آن، مسیر بگونه ای است که امکان ادامه حرکت با خودرو وجود ندارد. در چنین شرایطی، بیمار باید با کمک امدادگران از مسیرهای دشوار منتقل شود؛ کاری که ممکنست چندین ساعت زمان ببرد.
این تأخیر برای بعضی بیماران بسیار خطرآفرین است. حتی اگر امدادگران بتوانند به مصدوم برسند، پایین آوردن او از ارتفاعات و رساندنش به آمبولانس زمان زیادی می برد. گاهی همین زمان طولانی می تواند شرایط بیمار را وخیم تر کند.
من نمونه ای از این وضعیت را در پرونده ای مربوط به دختری که در کوه های خرم آباد گرفتار مارگزیدگی شده بود، دیده ام. او را روی دو چوب قرار داده بودند و از مسیرهای دشوار کوهستانی پایین آورده بودند. تا جایی که از آن پرونده به خاطر دارم، حدود هشت ساعت طول کشیده بود تا او را به آمبولانس برسانند. بعد از تحویل به آمبولانس نیز، با وجود اقدامات احیایی، متاسفانه وضعیت بسیار وخیمی داشت.
من در جریان بررسی های کاری و از منظر بازرسی با این پرونده آشنا شدم. چنین مواردی نشان می داد که در بعضی مناطق، آمبولانس زمینی به تنهایی پاسخ گوی نیاز نیست. باید وسیله ای وجود داشته باشد که بتواند سریع تر به محل حادثه برسد و بیمار را به مرکز درمانی منتقل کند.
به همین دلیل، موضوع استفاده از بالگردهای موجود برای مساعدت با مردم عنوان شد. اما بالگردهای نظامی در اختیار نیروهای مسلح بودند و استفاده از آنها برای مأموریت های امدادی نیازمند هماهنگی و مجوز بود.

استفاده از بالگردهای نظامی برای امدادرسانی چطور شروع شد؟

تا جایی که به خاطر دارم، در سالیان ابتدائی دهه ۱۳۸۰، استفاده از ظرفیت بالگردهای نظامی برای مساعدت با مردم جدی تر دنبال شد. البته برای بیان دقیق تاریخ باید به اسناد رجوع کرد، چون جزئیات زمانی را باید با پرونده ها و مستندات تطبیق داد.
در آن زمان از مجموعه های نظامی درخواست می شد که بالگردهایشان را برای مأموریت های امدادی در اختیار اورژانس قرار دهند. اما این مجموعه ها مأموریت های اصلی خودشان را داشتند و استفاده از امکانات نظامی برای خدمات غیرنظامی، نیازمند مجوز و تصمیم مشخص بود.
در خاطراتی که از آن دوره دارم، درخواست ها با این پاسخ مواجه می شد که مأموریت اصلی این بالگردها نظامی است و نمی توان بدون مجوز از آنها برای مأموریت های دیگر بهره برد. به همین دلیل، پیگیری ها برای حل مساله ادامه یافت.
در نهایت، با پیگیری هایی که در سطح مسؤلان انجام شد، مجوز استفاده از ظرفیت بالگردهای نظامی برای مساعدت با مردم صادر شد. آن چه من از این روند به خاطر دارم، نامه ای بود که به دستور مقام معظم رهبری برای ستاد کل نیروهای مسلح ارسال شد. مضمون نامه این بود که به منظور کمک به مردم، این همکاری صورت گیرد. متن دقیق نامه را باید از اسناد مربوط بررسی کرد، اما تا جایی که به خاطر دارم، همین تصمیم مسیر استفاده از این امکانات را هموار کرد.
من این اتفاق را نقطه مهمی در تشکیل و توسعه استفاده از بالگردهای نظامی برای امدادرسانی می دانم. بعد از آن، امکان هماهنگی و استفاده از ظرفیت بالگردهای ارتش، سپاه و نیروی انتظامی برای برخی مأموریت های امدادی برقرار شد.
در سالیان ابتدائی، تعداد بالگردهای در دسترس بسیار محدود بود. تا جایی که به خاطر دارم، در مقطعی یک بالگرد از مجموعه پنها در اختیار داشتیم و چند سال با همان ظرفیت محدود کار می کردیم. بعداً آن بالگرد در حادثه ای در محدوده جاده مخصوص کرج، به علت برخورد ملخ با تیر برق، لطمه دید و از چرخه فعالیت خارج شد. در آن مقطع، از دست رفتن همان یک وسیله هم مشکلات زیادی ایجاد کرد؛ برای اینکه جایگزین کافی در اختیار نداشتیم.
بنابراین، توسعه اورژانس هوایی فقط به اعطای مجوز محدود نبود. برای ادامه کار به بالگرد، نگهداری، تعمیرات، تأمین قطعات، منابع مالی و همکاری مستمر مجموعه های مختلف نیاز داشتیم.
در صحبت های عمومی گاهی از حدود ۵۰ بالگرد بعنوان ظرفیت مورد استفاده یا در دسترس یاد می شود، اما همه این بالگردها متعلق به اورژانس نیستند. بخش قابل توجهی از آنها متعلق به مجموعه های نظامی است؛ همچون ارتش، سپاه پاسداران و نیروی انتظامی که در چهارچوب هماهنگی های مربوط برای مأموریت های امدادی همکاری می کنند.
ظرفیتی که امروز وجود دارد، حاصل همکاری چند مجموعه و سپری شدن مسیری طولانی است. در شروع امکانات بسیار محدود بود، اما بتدریج با کمک مجموعه های مختلف، ظرفیت بیشتری برای پاسخ گویی به مأموریت ها بوجود آمد.

هزینه انتقال هوایی بیماران چقدر است و این هزینه چطور تأمین می شود؟

حوزه هوایی در همه جای دنیا بسیار پرهزینه است و این مساله مختص ایران نیست. نگهداری بالگرد، تعمیرات، تأمین قطعات، آماده سازی وسیله، خدمات پروازی و سایر الزامات عملیاتی هزینه سنگینی دارد.
برای نمونه، چند روز پیش مقاله ای درباره ی حساب وکتاب هزینه های این حوزه مطالعه می کردم. در آن مقاله به هزینه حدود پنج هزار یورو برای هر ساعت پرواز یک بالگرد اروپائی اشاره شده بود. این رقم مربوط به نمونه ای بود که در آن مقاله بررسی شده بود. وقتی هزینه پرواز با ارز خارجی محاسبه می شود، مشخص است که استفاده از چنین وسیله ای چقدر هزینه بر است.
در ایران نیز برای تأمین خدمات پروازی با شرکتها و مجموعه های مربوط هماهنگ می نماییم و قراردادهایی بسته می شود تا این خدمات برای مردم قابل استفاده باشد. برمبنای تجربه ای که از هزینه ها دارم، یک مأموریت بالگردی ممکنست دست کم حدود یک میلیارد تومان هزینه داشته باشد و بسته به مسافت، مدت پرواز، زمان انتظار و شرایط مأموریت، هزینه آن حتی به حدود دو میلیارد تومان برسد.
برای مثال، فرض کنید باید بیماری را از محدوده دماوند به یکی از بیمارستان های تهران منتقل نماییم. زمان مأموریت فقط به مسیر رفت محدود نمی گردد. باید به محل برسیم، بیمار را سوار نماییم، به بیمارستان منتقل نماییم، بیمار را تحویل دهیم و سپس بالگرد به آشیانه بازگردد. مجموع این مراحل در محاسبه زمان و هزینه پرواز تاثیر دارد.
به همین دلیل، وقتی درباره ی هزینه یک مأموریت صحبت می نماییم، نباید فقط زمان رسیدن از نقطه اول به نقطه دوم را درنظر بگیریم. کل چرخه عملیاتی، از آماده سازی تا بازگشت وسیله، قسمتی از هزینه است.
با وجود این هزینه ها، خدمات مربوط به انتقال بیماران و اعضاء اهدایی در چهارچوب مأموریت های اورژانس به شکل رایگان در اختیار بیمار قرار می گیرد. هزینه ها در سازوکارهای دولتی و سازمانی تأمین می شود و از بیمار دریافت نمی شود.
من وقتی درباره ی هزینه ها صحبت می کنم، قصد ندارم برای خدمتی که ارایه می شود منتی بر سر مردم بگذارم. خود من هم یکی از همین مردم هستم. هیچ کس نمی داند روزی ممکنست به خدمات اورژانس نیاز پیدا کند یا خودش در جایگاه عرضه کننده خدمت قرار بگیرد. این خدمات برای مردم درنظر گرفته شده و دسترسی به آن در چهارچوب مأموریت های مربوط، حق مردم است.
هدف من از توضیح هزینه ها اینست که مردم بدانند پشت یک پرواز امدادی چه میزان هزینه، تجهیزات و نیروی انسانی وجود دارد و چرا نمی توان برای هر درخواست یا هر حادثه ای، بدون درنظر گرفتن شرایط، بالگرد اعزام کرد.
یکی از دلیلهای، هزینه بالای این خدمات است؛ اما موضوع فقط هزینه نیست. پرواز با بالگرد خطرهای عملیاتی خاص خودش را دارد. هر وسیله ای که روی زمین حرکت می کند، اگر گرفتار نقص شود، ممکنست در خیابان یا اتوبان متوقف شود و دیگران برای مساعدت با آن برسند. اما وقتی وسیله ای در آسمان است، شرایط متفاوت می شود و خرابی یا بروز مشکل می تواند خطر جدی تری ایجاد نماید.
در شهر بزرگی مثل تهران، محل فرود هم اهمیت دارد. بالگرد نمی تواند در هر نقطه ای فرود بیاید. باید محل مناسبی وجود داشته باشد و مسیر پرواز و شرایط عملیاتی نیز اجازه انجام مأموریت را بدهد.
به همین دلیل، اعزام بالگرد به بررسی شرایط بیمار، ضرورت انتقال هوایی، زمان مورد نیاز، مسیر، محل فرود، آمادگی وسیله و خطرهای احتمالی وابسته است. ما نمی توانیم بدون توجه به این عوامل تصمیم بگیریم.

چگونه مشخص می کنید که کدام بیمار باید با بالگرد منتقل شود؟

ما مأموریت ها را برمبنای شرایط بیمار و میزان نیاز به انتقال هوایی اولویت بندی می نماییم. بیماری که اگر با آمبولانس زمینی منتقل شود، احتمال دارد زمان ارزشمندی را از دست بدهد یا وضعیتش به صورت جدی به خطر بیفتد، ممکنست در اولویت انتقال هوایی قرار بگیرد.
ممکن است فردی در یک تصادف جاده ای گرفتار شده باشد و انتظار داشته باشد بالگرد برای انتقال او اعزام شود. اگر بالگرد نیاید، طبیعی است که ناراحت شود و بپرسد چرا از این امکان استفاده نشده است. اما باید بررسی شود که آیا انتقال هوایی برای آن بیمار ضرورت داشته یا آمبولانس زمینی می توانسته در زمان مناسب خدمات لازم را ارایه کند.
این به معنای آن نیست که جان سایر بیماران اهمیت کمتری دارد؛ بلکه باید از امکانات محدود موجود بشکلی استفاده نمائیم که بیشترین امکان کمک به بیماران نیازمند فراهم گردد. گاهی مسیر زمینی برای انتقال بیمار مناسب می باشد و در چنین شرایطی اعزام بالگرد ضرورت ندارد.
ما دوست داریم در همه مأموریت ها تا جایی که امکان دارد به مردم کمک نماییم و از همه ظرفیت خود برای نجات جان بیماران استفاده نمائیم. اما امکانات نامحدود نیست. وقتی انتقال هوایی ضرورت داشته باشد، تلاش می نماییم با وجود هزینه ها و خطرهای آن، مأموریت را انجام دهیم.
هزینه خدمات در چهارچوب های مربوط از جانب دولت و مجموعه های مسئول تأمین می شود و بیمار قرار نیست هزینه پرواز را شخصاً پرداخت کند. این خدمت برای مردم است و من هم بعنوان یکی از شهروندان، خودم را جدا از مردم نمی دانم.
آنچه می خواهم مردم بدانند اینست که اگر در یک حادثه بالگرد اعزام نشد، لزوماً به معنای بی توجهی به بیمار نیست. ممکنست بعد از بررسی شرایط مشخص شده باشد که انتقال زمینی امکانپذیر است یا اعزام هوایی از نظر عملیاتی مناسب نمی باشد. در مقابل، در مواردی که انتقال هوایی ضرورت داشته باشد، تلاش می نماییم از امکانات موجود استفاده نمائیم.

اگر بخواهید پیام اصلی خویش را درباره ی اورژانس هوایی و خدمات انتقال بیماران بیان کنید، چه می گویید؟

حرف اصلی من اینست که این خدمت، با وجود هزینه بالا و خطرهای خاص، برای مردم صورت می گیرد. ما از همه ظرفیت هایی که در اختیار داریم استفاده می نماییم تا بیمارانی که به انتقال هوایی نیاز دارند، سریع تر به مراکز درمانی برسند. هزینه این خدمت را بیمار پرداخت نمی کند و تأمین آن در چهارچوب های دولتی صورت می گیرد.
ما دوست داریم کمک نماییم و با تمام توان برای نجات جان بیماران تلاش می نماییم، اما باید بدانیم که امکانات و ظرفیتهای ما محدود است. به همین دلیل، مأموریت ها را برمبنای شرایط و ضرورت اولویت بندی می نماییم.
امیدوارم این خدمات بیشتر شود و امکان امدادرسانی هوایی به بیماران بیشتری فراهم گردد. هدف اینست که در شرایطی که دسترسی زمینی دشوار است یا زمان برای بیمار اهمیت حیاتی دارد، بتوانیم از بالگرد استفاده نمائیم و به مردم کمک برسانیم.

حرف آخر اینکه گاهی تماس می گیریم و می گوییم موتور را روشن نگه دارند، چون به محض رسیدن ما باید سوار شویم و حرکت نماییم. در این مأموریت ها مانند یک پرواز معمولی نیست که مسافران یکی یکی سوار شوند و مراحل عادی طی شود. آنچه من از این روند به خاطر دارم، نامه ای بود که به دستور مقام معظم رهبری برای ستاد کل نیروهای مسلح ارسال شد. بخش قابل توجهی از آنها متعلق به مجموعه های نظامی است؛ همچون ارتش، سپاه پاسداران و نیروی انتظامی که در چهارچوب هماهنگی های مربوط برای مأموریت های امدادی همکاری می کنند. ظرفیتی که امروز وجود دارد، حاصل همکاری چند مجموعه و سپری شدن مسیری طولانی است.
5.0 / 5
5
1405/08/02
08:17:24
تگهای خبر: ارز , امداد , بیمارستان , بیماری
X
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۸ بعلاوه ۳
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

آزمایشگاه رادین